وبلاگ شخصی آرشیدا خواجه فرد

آره . امروز تولدمه و از امروز رسماَ دوساله شدم.یک جشن تولد کوچیک هم با بابا و مامان برام گرفتیم. ولی جشن تولد اصلیم رو انشالله هفته دیگه که رفتیم کرج خونه مادر بزرگم میگیریم. دو تا عکس از خودم و ماشینم که کادوی تولدمه و مادربزرکم بهم پیش پیش داده بود میگذارم.

 

نوشته شده در چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ساعت ۳:٤۳ ‎ب.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()

چند روز پیش با بابا و مامان رفته بودیم شهر بازی . مامان و بابا از من فیلم و عکس گرفتن که در زیر لینکشون رو مشاهده می کنید

اینم من و مامانم و بابا نوئل که من ازش می ترسیدماسترس

 

 https://rapidshare.com/files/1210658236/shahrebazi1.mp4

https://rapidshare.com/files/774691617/shahrebazi2.mp4

 

فعلاً خدا حافظ

نوشته شده در شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()

سلام

امشب شب یلدا است.من هم به مناسبت این شب چند تا عکس شب یلدایی گرفتم . امیدوارم طولانی ترین شب سال بهتون خوش بگذره.

 

 

با تشکر

نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()

محرم امسال هم شروع شد. من و بابا و مامان دیشب رفته بودیم هیات, در مراسم سنتی سنج و دمام زنی که در جنوب رایج هست شرکت کردیم و برای امام حسین عزاداری کردیمگریه.

از ااین مراسم هم فیلمبرداری کردیم که البته به دلیل کمبود نور فقط تصویر خودم افتاده. فیلم و چند تا عکس از خودم رو می گذارم برای دانلود.

اینم لینک فیلم:

https://rapidshare.com/files/2162353324/senj_damam2.mp4

https://rapidshare.com/files/3774994821/senj_damam.mp4

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٠ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()

من بلد شدم روزهای هفته رو بشمرم . شنبه, یکشنبه,دوشنبه, سه شنبه, چهارشنبه, پنج شنبه, جمعه تعطیله . همین طور بلدم تا هفت بشمارم. اسنادش هم موجوده چشمکنیشخندخنده فیلمش رو میگذارم که ببینید و دانلود کنید. خیلی با مزه است. چشمکخجالتزبان حتماَ ببینید

https://rapidshare.com/files/1912372560/shanbeh_yekshanbeh.mp4

https://rapidshare.com/files/841494381/sor_soreh.mp4

با تشکر

نوشته شده در پنجشنبه ۱٠ آذر ۱۳٩٠ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()

سلام

من یک عدد جدید برای خودم اختراع کردم. وقتی بابا یا مامان و... ازم می پرسن ساعت چنده؟ یا این چند؟ سریع جواب می دهم, هشتادونه! حالا هشتادون چنده خدا عالمه. خندهچشمک

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()

چند وقته من دیگه میتونم رنگها رو به خوبی تشخیص بدم و بگم. سبز, زرد,قرمز , آبی و... فعلاَ هم رنگ مورد علاقه من آبیه.

نقاشی کشیدنم هم بهتر شده دیگه یواش یواش نقاشی هام از حالت خطوط بی هدف خارج شده و دارن شکل می گیرم. شکل دایره و... . سعی میکنم شکل یک آدم رو بکشم شعرش رو هم می خونم . چشم, چشم, ابرو , دماغ , پاهاش , موهاش و... .

بابام برام سه تا جوجه خریده بود. حواسمون نبود , یکیشون رو گربه خورد.گریه حالا دو تا جوجه دارم که بهشون میگم جیکجیکا . خیلی دوستشون دارم و دائم به بابا و مامان میگم "جیکجیکا بیبینم" .

برای عروسکهام هم خودم  اسم گذاشتم , کامی , مژگان و سامی و... حالا شما فکرشو بکنید که من این اسمها رو که هیچ کدوم از فامیلهامون ندارن چه جوری پیدا کردم؟سوالتعجب

خلاصه که ما خیلی خوشحالیم . دلم برای مامان بزرگ و بابا بزرگ تنگ شده . دو هفته دیگه میریم ببینیمشون. انشااللهلبخند

نوشته شده در دوشنبه ٩ آبان ۱۳٩٠ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()

من دیروز اولین جمله سه کلمهای خودم رو گفتم "بابا بیا بشین" یک جمله کامل و بی نقص. بعدش هم دیگه شروع کردم به گفتن جمله های دیگه"بابا بیا بازی" و... . بابا و مامان کلی ذوق کردن.

چند روز پیش رفته بودیم بازار برای خرید. اونجا یک پسر بچه بود که داشت جوجه می فروخت. بابا و مامان هم برای من 3 تا جوجه خریدن. من کلی از دیدن جوجه ها ذوق می کنم و باهاشون بازی می کنم.لبخند

 

نوشته شده در یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ توسط علی خواجه فرد نظرات ()


Design By : Pichak